X
تبلیغات
هنرهای سنتی

هنرهای سنتی

هنرهای سنتی ایران، هنرهای اصیل مردمی و نشات گرفته از فطرتی پاک است .

معرفی آهپادا(AHPADA)

آسياي جنوب شرقي معدن گنجي براي گردشگران است. از زمان پيدايي، صنايع دستي ناحيه آسه­آن پيوسته محصولاتي را كه از ريشه­هاي سنتي برگرفته شده به نمايش مي­گذارد تا نيازهاي مردم و تقاضاي زندگي به سبك جديد را برآورده نمايد.

به راستي كه آسه­آن وارث و متولي افتخارآميز فرهنگ­هاي غني و متنوع قومي است كه در اين ناحيه ساخته مي­شوند، ناحيه جنوب شرقي آسيا كه بين اقيانوس هند و آرام قرار دارد. ناحيه­اي غني از جنگل­هاي گرمسير، زندگي گياهي و جانوري متنوع، با مرداب­ها و سيستم آب­رساني كه معاش ميليون­ها نسل مردمان اين ناحيه را فراهم كرده است. در اين قسمت جهان كه منابع طبيعي، چه زميني و چه دريايي به فراواني يافت مي­شود، هنرمندان جنوب شرقي آسيا از مواد طبيعي مانند بامبو، خيزران، چوب، درخت مو، الياف، برگ­هاي خرما و ريشه­ها حداكثر استفاده را مي­برند.

هنرمندان ناحيه آسه­آن صنايع دستي­اي توليد کرده­اند که با چهار تعريف معمول در بازار صنايع دستي همخواني داشته باشد؛ شهرت، کالاهاي کاربردي، هنر دستي، انتخاب درست طراحان کالاها و سوغاتي­ها. آنها ياد گرفته­اند که مواد اوليه بومي (طبيعي) را با دقت بسيار و آگاهي نسبت به سنت­ها و هماهنگ کردن با توجه به نيازهاي جديد بازار، استفاده کنند.

  تاسيس AHPADA

AHPADA (عضو وابسته به آسه­آن) اتحاديه جنوب شرقي که وابسته به مليت­هاي آسيايي است در سال 1967 براي توسعه همکاري­هاي بومي در جهت علايق مشترک در زمينه­هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، تکنيکي و اجرايي شکل گرفت. مديران آسه­آن بر اين باورند که اتحاد و همکاري بومي مي­تواند ترقي و فوايد مشترکي براي مردمانشان فراهم آورد. AHPADA به عنوان اجتماع محلي عضو آسه­آن است با هدف پرداختن به موضوعاتي نظير تجديد حيات، ترويج و توسعه کالاها. به عنوان عضوي مهم و بومي با آژانس­هاي بين الملي و سازمان­هاي غير دولتي در جهت ايجاد آگاهي نسبت به محصولات جنوب شرقي آسيا، در ارتباط است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 20:55  توسط    | 

تولیدات مصنوعات چرمی از گذشته تا امروز:


پوستیندوزی- زین سازی- کفاشی-چاروق دوزی- دلوسازی- جلدسازی-سوخت چرم، نقاشی روی چرم و... .
- پوستین: یکی از جامه های گرم در مقابل سرماهای سخت بوده که از پوست گوسفند تهیه می شود. در گذشته پوستین را بیشتر چوپانان استفاده می کرده اند. هم اکنون نیز در برخی مناطق از پوستین استفاده می شود و شهر مشهد از مراکز مهم تولید آن
می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 20:36  توسط    | 

تنبور در آیین یارسان(اهل حق)

درباره چگونگی و زمان پیدایش هنر موسیقی بین محققان اختلاف وجوددارد،اما آدمی قبل از آن که تکلم و صوت را آموخته باشد با هنر موسیقی کم وبیش آشنا بوده زیرا وزن ها وآهنگ ها وحتی آواهایی که از حنجره اش بر می آید نخستین گام ها در راه پیدایش وظهور موسیقی بود.

موسیقی در گذشته در میان اقوام و طوایف ایرانی رونق به سزایی داشته است

اختراع دستگاههای ایرانی را به باربد نسبت می دهند و این دستگاهها مرکب از هفت خسروانی بوده و سی لحن و 360 دستان یا آهنگ هم وجود داشته که با روزهای هفته و ماه و روزهای سال ساسانیان تناسب داشته است. برخی از این آهنگها مانند کین ایرج کین سیاوش مربوط به رویدادهای تاریخی است و بعضی دیگر هم مانند آهنگ یزدان آفرید جنبه آیینی داشته و برخی نیز مانند مرگ شبدیز آهنگ سوگواری و ماتم بوده است.

موسیقی اقوام و ملیتهای هر کشور از مهمترین پشتوانه های موسیقی در فرهنگ هنری آن کشورند، و و موسیقی سنتی هر ملتی سینه به سینه و نسل به نسل منتقل می شوند،و موسیقی کردی تا حد زیادی اصالت ایرانی خود را حفظ کرده است و ترانه های کردی نیز با واقعیت زندگی طوایف غیور کرد پیوند دارد.

موسیقی درمیان کردان یارسان

انواع و اقسام مختلفه آلات موسیقی در نوشته های دینی یارسان مذکور است و اسامی برخی از آلات موسیقی آمده است.

سازها و آلات موسیقی که از قدیم در میان کردان یارسان رایج بوده ، بدینسان می باشد : «دایره، دف، طبل ،سرنا، نی لبک ، تنبور، کمانچه ، شیپور، بربط، تار ».

پيشينه تنبور

ساز مورد بحث در منطقه كرد نشين استان كرمانشاه و بخصوص در منطقه گوران قلخاني و صحنه "تموره" (tamura) نام دارد . با مراجعه با آثار گذشتگان و فرهنگ مردم مي توان گفت كه اين ساز ، يك ساز شرقي مي باشد و از سابقه اي بالغ بر 5 هزار سال برخوردار مي باشد .

در لغت نامه دهخدا در باره اين ساز آمده است :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 20:29  توسط    | 

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود......

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 22:28  توسط   

تأثيرات سرشتيِ و رواني رنگها :

 

تأثيرات سرشتي( فيزيكي) رنگ ها بر حيوانات و انسانها و حتي بر گياهان به كرّات به وسيله ي دانشمندان مختلف به اثبات رسيده است ؛ نيز تأثيرات روحي رنگ به وسيله ي روانشناسان و حتي آميزه ي چند رنگ در روانشناسي براي تشخيص علت بيماري هاي رواني مورد استفاده قرار مي گيرد . ولي چرا در موارد بسيار زيادي ، تأثيرات سرشتي و تأثرات و تحييجات روحي را نيز باعث مي شوند ؟

چرا امير المؤمنين علي عليه السلام سياه را مكروه و زرد را مستحب دانسته است  (حديث چهار صد دستور ) چرا بايد رنگ زرد سبب پيروزي شود و يا استفاده از كفش و عباي زرد مستحب گردد ؟ چرا سياه در شرع مقدس مكروه شده است و چرا دختران جوان در ايران اكثراٌ دچار افسردگي روحي هستند ؟ چرا رنگ آبي خواب آورست و قدرت جنسي مردان را مي كاهد و چرا چراغ اتاق خواب را نارنجي يا سرخ مي گيرند؟ چرا تأثرات رواني رنگ ها ي ثابت بر افراد متفاوت  فرق مي كند و اصولاٌ چه رابطه يي ميان ديدن و ادراك رواني و روحي وجود دارد ؟

رنگ ها سرشار از نيروها هستند ولي نيروهاي موجود در رنگ ها همانند نيستند و يك تأثير ثابت را در انسان بر جا نمي گذارند. براي مثال زرد با نزديك شدن به انسان ، او را عصبي مي كند و در عين حال به بيننده اجازه ي نزديك شدن به خود را نمي دهد ؛ تأثير و تداوم آن سبب ماليخوليا مي گردد . (اگر گفته مي شود كه زرد رنگي شادي آفرين ست ، در مورد هر زردي صادق نيست . زرد هنگامي شادي آفرين ست كه نخست يكدست و تخت باشد و سپس به رنگ چوب يا رنگي موسوم به زرد » شتري » نزديك باشد. يعني تقريباً زردي كه در اصطلاح رنگ شناسي به «اُخرا» مشهور شده است.) زرد رنگي زبر و خشن ست و صداي زجر آوري دارد . زرد رنگي كاملاٌ مادي ست و هرگز از معاني ژرفي بر خوردار نبوده و نيست  ؛ تأثير آن نيز بسيار گذرا و بي دوام ست . درست بر خلاف آبي كه رنگي ست ژرف ، با صدايي ملايم ، نرم و خواب آور ؛ آبي در بيننده نفوذ مي كند و او را به درون خود مي كشاند در حالي كه بيانگر افق هاي دور دست ست . در طول تاريخ بشريت ، هنرمندان رنگ هاي زرد و نارنجي را رنگهاي زميني و مادي، و آبي و سبز مايل به آبي را رنگهاي آسماني و معنوي دانسته اند و برين اساس از آنها در نقاشي هاي مذهبي استفاده كرده اند . قران مجيد رنگ آتش دوزخ را به رنگ شتران زرد فام همانند كرده است.

رنگ سرخ و گونه هاي مختلف آن بر ضربان قلب تأثير مي گذارد  و آن را تند تر مي كند . نياز به مِهر ورزي و نوازش شدن را بر مي انگيزاند.براي اتاق كودكان چراغ آبي و يا سبز رنگ مناسب ست زيرا سبب راحت خوابيدن آنها مي شود . اتاق ها و تالارهايي را كه براي استراحت خستگان ست سبز رنگ مي كنند ، سبزي ملايم و نرم و آنجا كه بايد سكوت و خاموشي برقرار باشد (مانند راهروهاي بيمارستان ها) را بايد با رنگ هاي آبي يا سبز روشن مايل به خاكستري رنگ اميزي كرد . [ در بيمارستان قلبِ پيتيِه- سَلپِير  Pitiée-Salpétrière در پاريس، اتاق هاي بيمارستان را به رنگ زرد ِ تخت و يكدستِ ملايم و ديوار هاي راهروها را با يك خاكستريِ زردگين رنگ اميزي كرده اند. در سال 1359 خورشيديِ هجري، دولت آلمان بر اساس مصوبه يي دستور داد در رنگ هاي مهد كودك ها و كودكستان ها كمي سفيد بيفزايند ؛ زيرا سفيد حالت هواي پس از باران را كه اوزون فراوان دارد و فرح بخش ست ، ايجاد مي كند. زنان تارك دنيا در اروپا پوشش آبيِ نيلي و مقنعه ي سفيدِ لاجورد زده دارند زيرا اين رنگ ها آنها را در گِردآوري صدقات كمك مي كنند. و در صنعت ، ماشين هاي پر سر و صدا و پر ارتعاش را سبز مايل به آبي رنگاميزي مي كنند تا ايجاد خستگي در كارگران ننمايد . سبز « جواز عبور و آزادي‌»  ست و سرخ و سرخابي «اخطار به توقع و ايستادن و در بند شدن‌» ست .

سياه ايجاد غم مي كند و حزن و اندوه را مي افزايد ، و شايد دليل بر كراهت استفاده از آن در شرع مقدس نيز چنين باشد . قهوه يي رنگي نيرومند و در عين حال خسته كننده است. علت افسردگي اغلب دختران جوان استفاده از پوشش سياه يا قهوه يي و نگاه كردن پيوسته به اين رنگ ها و به ويژه به سياه ست  (زيرا در حشر و نشر با يكديگر ، ناخودآگاه چشم آنان از سياه لبريز مي شود) .كه بايد نخست با رنگهاي گرم ِ نارنجي و سرخ و سپس سرخابي و گلي و در نهايت سفيد ، آنان را از افسردگي بيرون آورد . تجربه ثابت كرده است كه تأثيرات و انگيزش هاي زينه هاي مختلف رنگ سرخ ( از نارنجي گرفته تا شنگرف و سرخابي) بر دختران بسيار بيشتر ست تا بر پسران ؛ و پسران بيشتر به رنگ هاي آبي و خاكستري كشش دارند. شايد دليل آن فعال تر بودن نيروهاي دروني پسران ست كه چون نياز به آرامش بيشتري براي رسيدن به تعادل روحي دارند، به ناخودآگاه به آبي ميل مي كنند  و تعادل روحي دختران جذب نيروهاي بيشتري را طلب مي كندو ممانعت از دريافت اين نيروها ست كه او را به افسردگي و كناره گيري مي كشاند و به مجردي كه با سرخ روبرو مي شود تمامي نيروهاي موجود در آن را جذب كرده و شديداٌ تحريك مي شود . اين تحريك مي تواند از گونه ي تهاجمي ، به ديگران هجوم بردن ، پرخاشگري، » تهاجم لفظي » يا  » تهاجم عملي و يدي » ؛ مي تواند بگونه يي تخليه ي نيرو باشد ، مانند فريادي از شادي و يا از خشم ؛ مي تواند هيجاني آرام وحیا ت بخش باشد ، آنچه كه به »آرامش پيش از توفان » توصيف شده است و ...  در ميان همه ي ملت هاي جهان ، زن را وسيله ي آسايش مرد دانسته اند و در قران كريم نيز چنين آورده شده است . آرامش بخشي و مهرباني زن كه از صفات « آبي » ست در تضاد با ضعفِ نيروهاي دروني زن ست و مكمل آن رنگهاي گرم ، به ويژه سرخ و نارنجي ست ...

افزودن مواد رنگي نارنجي و سرخ ( زعفران ، رب گوجه فرنگي ، گلرنگ ، زرشك و غيره ) به غذا ها اشتها را بر مي انگيزاند  .

احساسات خفته و خاموش شده را ، كه عامل اصلي خودداري از ازدواج و تشكيل خانواده و يك زندگاني شاد و شاداب ست ، مي توان به كمك رنگ هاي زرد مايل به نارنجي ، نارنجي ، سرخ و حتي گلي و سرخابي به نسبت هاي مختلف فعال كرد و و سپس به كمك نقاشي هاي محرك و غيره آنرا بارور ساخـت ( آنچه كه در كلينيك هاي روان درماني غرب رواج  با عنوان » رنگ درماني Chromatotrapie » كاربردفراوان دارد) ؛ و ، افسردگي ايجاد شده بوسيله ي » بازداشتن خويشتن از نيازهاي طبيعي »  را از ميان برداشت ، بويژه افسردگي هاي ايجاد شده در نتيجه ي تداوم تأثيرات سياه بر روحيه هاي شاد و فعال جوانان . كاندينسكي در كتابش «رو حانيت در هنر و در نقاشي به ويژه » مي نويسد :

» ... سياه ، آرامشي مرده ، آرامشي بدون امكانات هماهنگي ست . اين رنگ با يكي از آن ايست هاي ژرف و نهايي نمايانده مي شود ... سياه چيزي سوخته ، همانند خاكسترهاي مراسم تدفين ست ، چيزي بي حركت  ... خموشي سياه به خموشي مرگ مي ماند ... (11) »

و سياه ، ( و زينهاي مختلف ميان سياه و سفيد = زينه هاي متفاوت » تاريكـي » ) در سخن خداوند نماد پديده هاي انساني ولي گمراه شده و گمراه كننده است . در كلام الله مجيد با واژه ي » ظلمات »‌(تاريكي ها يا تيرگي ها و هميشه به صورت جمع) آمده است و صفاتي براي منافقان ، مشركان و كافران و ... مي باشد :

» ... و كساني كه كافر شدند ، كردار هاشان همانند سرابي در بياباني هموار ست كه تشنه آن را آب پندارد تا چون بدانجا رسد چسزي نيابد و خداي را نزد آن بيابد كه حسابش  را به تمام بدهد و خدا زود حساب ست . يا مانند تاريكي (سياهي) هايي ست در دريايي ژرف و پر موج كه پيوسته موجي آنرا بپوشاند و بر بالاي آن موجي ديگر و بر فراز آن ابري [تيره] است ؛ تاريكي هايي فرا يكديگر ، [آنچنانكه] گاهي كه دست خويش بيرون آورد نتواند آنرا ببيند ؛ و هركه را خداوند نوري نداده است ، اورا نوري نيست (آيات 39 و 40 ، سوره ي نور ) . »

پس بايد به احاديثي توجه كنيم كه بر كراهت سياه و استحباب زرد (مايل به نارنجي و يكدست : آيه ي 69 سوره ي البقره) توجه داشت . بنابرين فعادل كردن نيروهاي سركوب شده ي درون انسان ، بويژه هنگامي كه با رنگ نوميدي و يأس و سرخوردگي و اندوهبار سياه سركوب يا خاموش شده باشند ، از طريق پرتو افكني هاي  رنگ هاي روشن و گرم كه در تضاد با سياهند : سفيد ، زرد ، نارنجي ، و گونه هاي مختلف سرخ ، انجام مي گيرد ؛ و عكس آن هم كاملاٌ صادق ست . يعني ، اگر نيروهاي دروني انساني چنان فعال شود كه او را از حدود و مرزهاي معقول انساني فراتر برد ، از رنگهاي تيره : قهوه يي ، آبي ، خاكستري هاي تيره تا سياه كامل مي توان بهره گرفت و نيروهاي مخرب را سركوب كرده و خاموش ساخت .

نتيجه :

رنگ ها مخرن نيروهايي هستند كه طبيعت را مي سازند و اين نيروها در انسان موجب فعاليت ها ي مختلف هستند و برهم خوردن تعادل اين نيروها موجب اشكالات رواني مي شود كه مي توان به رنگ هاي مختلف دوباره آنهارا برقرار كرد و رنگه به دليل تأثيرات سرشتي ( فيزيكي) و رواني كه دارند در درمان بسياري از ناراحتي ها و بيماري هاي جسمي و رواني مي توانند مورد استفاده قرار گيرند به ويژه در درمان افسردگي ها يي كه اغلب جوانان را به خود مبتلا مي سازند .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 15:59  توسط    | 

انواع کیفهای زنانه

 

کیف های متنوع و گوناگونی برای انواع سلیقه ها و مدل ها و حتی مردانه و زنانه در بازار موجود است ولی نکته مهم در خرید کیف ها، مناسب بودن آن ها از هر لحاظ است. هر کیف باید چندین ملاک اصلی را داشته باشد و سپس باید فاکتورهای فرعی مانند رنگ و طراحی و مارک را مد نظر گرفت. کیف ها را می توان از چندین لحاظ دسته بندی کرد. از یک نظر می توان به نوع کیف ها اشاره کرد. کیف های پشتی(کوله ای)، کیف های دستی و کیف های چمدانی.

و از طرف دیگر اندازه کیف با توجه به نیاز و استفاده مصرف کننده.

نمونه های کیف های چرمی ، سنتی و دست دوز موجود در بازار غالبا از تنوع کمی در طراحی و مدل برخوردارند و در فضاهای داخلی تقسیمبندی مناسب ندارند و معمولا از جنس چرمهای خشک  که انعطاف کمی دارند استفاده میشود.همچنین این نمونه ها معمولا دارای یک بند بلند یا کوتاه هستند که امکان بلند و کوتاه کردن آن وجود ندارد.در حالی که به راحتی می توان این مشکلات در دوخت کیفهای دست دوز چرمی برطرف کرد تا با سلیقه جوانان امروزی همخوانی داشته باشد.

دسته بندی کیف زنانه به طور کلی به شکل زیر است

-  کلاچ بگ: کیف کوچک بدون بند و دسته که توسط دست و یا زیر بازوها حمل می شود.

                       -

 

 

 

سچل بگ: کیف نسبتا بزرگ با بندهای کوتاه یا نسبتا بلند که روی بازوها و شانه ها قرار می گیرد.

                           

 

   - دافل بگ: کیف بزرگ که برای مصارف ورزشی و مسافرتی است.

 

 

 

 

                                                                 

 

- د استرینگ بگ:کیفی با ابعد متنوع که با کش،نخ ، طناب و مانند اینها بسته می شود.

              

 

 

 

                                                               

                                                          

- تت بگ : کیف متوسط رو به بزرگ که دو بند دارد و معمولا برای حمل اشیا زیاد یا سنگین است.

 

 Sherpani Cali Medium Tote Bag : Sherpani Tote Handbags        AE Women's Embroidered Tote Bag (Park Elm)

 - شلدر بگ: کیفی که روی دوش و معمولا در یک طرف شانه قرار می گیرد.

 

                                       

 Black Essential Day Bag by Stella McCartney for Le Sportsac Image

-  مسنجر بگ:کیف متوسط یا بزرگ که اغلب از پارچه (مواد طبیعی یا مصنوعی)ساخته می شود و به طور مورب روی شانه و سینه و در یک طرف باسن قرار می گیرد.

 

Crumpler Considerable Embarrassment Laptop Messenger Bag (Red) CE20A

 

 

  باتلر بگ: کیف دستی که درون آن طبقه بندی شده و از نظر ظاهر بیرونی شبیه بقیه کیفهاست .

                     

 

 

کوین پرس:کیف پول یا کیفهایی که تنها به اندازه کارت و پول جای دارند.

                      

 

 

 

 البته انواع زیاد دیگری کیف نیز وجود دارد .کیفهایی نظیر کوله ، که صرفا کیفهای زنانه نیستند و مورد استفاده زنان و هم مردان قرار می گیرند.همچنین بعضی کیفها ترکیب چند کیف هستند و خصوصیات مشترک دارند که بنا به نظر تولید کننده یا خود مصرف کننده نام یکی از این انواع را به خود می گیرند.



+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 23:12  توسط    | 

ای دوست

می ترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت

حقا و به حرمت دوستی اینکه نمی دانم

نبشتنم طاعت است یا معصیت

کاشکی یکباره نادان میشدم تا از خود خلاصی یافتمی

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 23:24  توسط   

خاتم سازی


هنر ایرانی یکی از کهنترین هنرهای جهان است
هنرهای سنتی ایران، هنرهای اصیل مردمی و نشات گرفته از فطرتی پاک است که از دیر باز در تمامی شئون زندگی مردم رسوخ کرده و به صورت جزئی تفکیک ناپذیر درآمده اند.

این هنرها، از گذشته دور تا کنون، بدون تغییرات زیاد باقی مانده اند و اگر به آنها توجه نشود رفته رفته به بوته فراموشی سپرده خواهند شد.

خاتم سازی
خاتم سازی یکی از هنرهای با ارزش شرق است. از گذشته خاتم سازی اطلاعات زیادی در دست نیست، زیرا مواد اولیه خاتم اکثرا چسب و چوب است و این دو ماده بر اثر مرور زمان از بین می روند. با این همه در اماکنی که جنبه تقدس داشته و در نتیجه از آنها به خوبی نگه داری شده، به خاتم هایی بر می خوریم که قدمت دویست تا سیصد ساله دارند.

مهمترین مرکز خاتم سازی جهان امروز، ایران است. هر چند در کشورهای هندوستان، سوریه، عراق و فلسطین نیز هنر خاتم کاری وجود دارد، اما به قدمت و ظرافتی که در ایران انجام می شود نیست، در حقیقت این هنر ویژه ایران است. خاتم های ایران در نمایشگاههای جهانی و بین المللی، همواره در رده اول و ممتاز بوده است.

در موزه های جهان، انواع مختلف خاتم های مرغوب ایران وجود دارد؛ از جمله تخته شطرنج خاتم کاری شده ای که در موزه "بناکی" در شهر آتن نگه داری می شود و در زمره بهترین نمونه خاتم عصر صفوی است. شاید بهترین نمونه این هنر در عصر حاضر، میز خاتمی است که در نمایشگاه بروکسل – سال 1958- مدال طلا را نصیب خود کرد. در هنر خاتم سازی از چوبهای گوناگون از قبیل عاج، استخوان، برنج و گاهی طلا و نقره استفاده می شود.

ابتدا چوب، استخوان یا فلز را به صورت منشورهای مثلث القاعده می برند و آنها را بنحوی کنار هم قرار می دهند که برش عرضی آنها دارای اشکال هندسی منظم باشد، زیرا شکل عمومی بیشتر خاتم ها را نقوش هندسی تشکیل می دهد.

بعد این برش ها را در کنار هم و بوسیله سریشم ، روی ورقه نازکی از چوب، می چسبانند و نهایتا ورقه را بر اشیاء گوناگونی مانند میز، صندلی، جعبه، قاب و غیره می نشانند. اخیرا خاتم های خطی نیز ساخته می شود که در آن کلماتی مانند اسماء خداوندی بعنوان نقش ظاهر می شوند.

در خاتم های گرانقیمت، قسمت های فلزی خاتم از طلا یا نقره تشکیل میشود و به جای استخوان در ساخت آنها عاج به کار می رود. مرغوبترین انواع خاتم، به "پره وارو" و "سیم دار" مشهور است. این هنر از دویست سال پیش تا کنون بدون تغییرات زیاد باقی مانده و نمونه کارهای قدیمی و معاصر تفاوت چندانی باهم ندارند.


نمونه ای از خاتم کاری برروی گلدان
مواد و مصالح خاتم سازی
چوب
چوب فوفل، آبنوس، عناب، شاه چوب، آزاد، بقم، نارنج و چوب شمشاد.

فلز
مفتول های طلایی یا نقره ای، مس، برنج، آلومینیوم.

استخوان
استخوان ساق پا و دست شتر یا اسب، عاج فیل، استخوان مصنوعی

رنگ سبز
این رنگ از ترکیب نشادر، براده مس و سرکه تهیه می شود. استخوان های بریده شده را در ظرف حاوی محلول رنگی می ریزند و مدت شش ماه در معرض نور خورشید قرار می دهند. امروزه از آنجائیکه تهیه استخوان شتر مشکل است، از چوب نارنج به جای استخوان شتر استفاده می کنند و برای رنگ کردن آن، از رنگ سبز مخصوص رنگرزی پشم استفاده می کنند.

وسایل و ابزار خاتم سازی عبارتند از: رنده، تنگ، اره، سوهان، پرگار، گونیا، چکش، گازانبر، مغار، پرس.

روغنکاری خاتم
اصولا سطح یک خاتم به دو علت روغن زده می شود : براق شدن خاتم و حفاظت آن در مقابل رطوبت، گرما و سرما. در گذشته برای این کار روغن جلا یا سندلوس ( شیره درخت کاج ) به کار می رفت. بعد ها از روغن هاویلوکس استفاده شد و امروزه از پلی استر استفاده می کنند.

خاتم از نظر گل تنوع زیادی دارد، از میان آنها می توان به: خاتم پره وارو، پره ای، ابری، نه گلی لایه دار، شش و لوز، بته جقه ای، خیابانی، طاقی، قمی، جناقی و خاتم دورنگ اشاره کرد. از انواع حاشیه نیز می توان حاشیه شش گلی، جویی، بازوبندی، طوره دار، شمسه دار و حاشیه تخمه دار را نام برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:58  توسط    | 

بافت کتانی در بین ترکمنها

روايتي در بارة پيدايش هنر كتاني بافي در بين تركمنها

     هرملّتی در تاريخ فرهنگی و اجتماعی خود جهت زينت بخشيدن به آداب و رسوم ملّی خويش دارای دستبافت هاي ِهنری مي باشند. مردم ترکمن برای حفظ اين آداب و رسوم و انتقال اين هنر به نسل آينده ، روشهای ويژه ای را برگزيده اند. آنها اين دستاوردهای تجربی خود را که در طول قرنها از طريق فعّاليّت های اجتماعی خويش کسب کرده اند، در صنايع هنری گوناگون بصورت قاليبافی، گليم بافی، سوزندوزی و يا ديگر وسائل زندگی اجتماعی، به شکل نقش و نگارهای هماهنگ هندسی از خود به يادگارگذاشته اند. هنر کتانی بافی نيز از جمله يکی از آن روشهای قديمی در صنعت بافندگی و دوزندگی اقوام ترکمن محسوب می شود. مبداء اين هنر نفيس ، به دوران باستان بر مي گردد و در بارة پيدايش آن روايات مختلفی در بين مردم رواج دارد. يكي از اين روايات چنين است :

در زمان های بسيار قديم ، فرزندان پير زنی جهت مداوای بيماری مادر پير خود در جستجوی طبيب و دارو ، بسياری از جاها را گشته اند اما برای وي هيچ دارريی نيافته اند. روزی از روزها پسران اين پيرزن با پيرمرد دانايی روبرو شده، با او به مشورت پرداختند. پيرمرد دانا به پسران آن پيرزن چنين گفته است: "اگر شما از اليافی که توسط کرمهای ابريشم از برگ درخت توت بدست می آيد، پوشاکی بافته و به مادرتان بپوشانيد، به زودي از اين بيماری خلاص خواهد شد." پسران پير زن طبق مصلحت پيرمرد دانا، پيله هايی را که بر روی برگهای درخت توت از کرمهای ابريشم باقيمانده بود، جمع آوری کرده و الياف آنها را از هم جدا و پارچه ای از آن درست مي کنند. از اين پارچه بافته شده ، پوشاکی تهيه و به مادر پيرشان مي پوشانند. مادر آنها طی چند روز پس از پوشيدن آن لباس ، از بيماری نجات می يابد. پس از آن ، پيرزن از پسران خويش می پرسد که چگونه او را از اين بيماری نجات داده اند؟ پسرانش موضوع را بازگو مي کنند. بعد از آن ،  پير زن از برگ همان درخت با استفاده از کرم ، موفق به دريافت ابريشم مي گردد. او از ابريشمهای بدست آمده ، آرام آرام به بافتن پارچه ای از آن که بعدها آنرا "کتانی" ناميده اند، ادامه مي دهد. آنها با پوشانيدن لباسی که از اين پارچه تهيّه شده است ، بسياری از بيماران را از بيماريهايشان نجات مي دهند. با گذشت زمان ، با استفاده از رنگهای طبيعی گياهان گوناگون ، پارچه های کتانی را به رنگهای مرغوب و دلپذير رنگ آميزی کرده اند. به همين دليل پارچه های کتانی را داروی دردها نام نهاده اند. بعدها به کتان اين پارچه ، خطوط سفيد و زرد انداخته اند تا از چشم زخم محفوظ دارد و آنرا "راه ترکمن" نام نهاده اند. توليد پارچه های کتانی يکی از ثروتهای ملی ترکمنها مي باشد.

رنگ كردن كتاني

           هنر کتانی بافی که پيدايش آن به دورانهای بسيار قديم تاريخ باز مي گردد ، از سوي مادران دلسوز برای نسلهای امروز به ميراث گذاشته شده است. در حال حاضر يکی از فعاليّتهای مهم ترکمنها ، بافتن اين نوع از پارچه های کتانی است. رنگهای اين پارچه ها روز بروز غناي بيشتري مي يابد. به عبارت ديگر رنگ طبيعي اين پارچه ها از شاخه های درختان کاج، دانه های اسپند، پوست انار ، پوست گردو ، پوست پياز و همچنين از ديگر گياهان مختلف بدست می آيد. پارچه های کتانی پس از بافته شدن ، چنان با اين رنگهای طبيعی رنگ آميزی شده اند که مرغوبيت و زيبائی خاصی بدان می بخشد. چون اين رنگهای طبيعی، بدون ترکيبات شيميائی است و پارچه ها نيز از ابريشم خالص بافته شده اند ، براي سلامتی انسانها نيز مفيد هستند. در روزهای داغ تابستان بدن انسان را خنک نگه مي دارند. در هنگام زمستان نيز باعث عدم نفوذ هوای سرد شده و بدن انسان را گرم نگه مي دارند. رنگهای طبيعی را هر چقدر بشويند ، رنگ پس نمي دهند.

      پيراهن کتانی

کتانيها با مدل ها، نقش و نگارها و نيز تنوعي كه دارند ،‌ با ديگر پارچه ها و لباسها بطور آشکار متمايز ديده می شوند و فرق دارند. بانوان مسن  پيراهنهای مخصوصي از کتانيهای جوهری به رنگ بنفش را می پوشند. دختران در تركمنستان کتانيهای سبز، آبی و قرمز را بيشتر ترجيح مي دهند. لباسهای قرمز کتانی را اغلب دخترانی که دم بخت هستند و می خواهند ازدواج بکنند، می پوشند. يکی از نصايح پدران و مادران به دختران دم بخت خود در تركمنستان در موقع ازدواج، پوشيدن لباس کتانی قرمز می باشد. گلدوزی هائی که بر روی لباسهای کتانی ملی ترکمن دوخته می شوند، آرايش و جلوه آنها را دوچندان افزايش می دهند.

مادران و بانوان تركمن در بافتن نقوش بر روي پارچه ها ، از گلزارهای سبز صحرای ترکمن الهام گرفته اند. آنها بدون رفتن به آموزشگاه ها ،‌ بصورت خودجوش ، کارهای دستی و حتی نحوه سوزندوزی را از مادران خود ياد مي گيرند.

زنان ابتدا کرتة گلدوزی شده را مي پوشند و بعد ، همساز با آن ، پيراهن کتانی قرمزی و خلعت قرمز رنگ را نيز مي پوشند. دختران و بانوان تركمن در گذشته تنها کرته های گلدوزی شدة قرمز را می پوشيده اند ولی اکنون آنها کرته های گلدوزی شده ای را که دارای رنگهای مختلف هستند، می پوشند. متناسب با رنگهای آنها ،‌ خلعت پيراهنی را نيز می پوشند. در وحله اوّل برروی پارچه ها انواع نقش ونگارهای زيبا را رسم مي کنند. سپس آنها را گلدوزی می کنند. اين کار تا هنگاميکه همه نقش و نگارها با  گلدوزيهای آرايش داده شده، کامل شوند، به اتمام مي رسد. امروزه برروی کرته های قرمز ،‌ نقشهای "چانگا، (چنکک)" و " تگبنت، (تکبند)" را گلدوزی می کنند. جهت يقه گذاری آن ،‌ بايد نقش پارو انتخاب و گلدوزی بشوند. نقش های اصلی و عمده کرته از دوران قديم باقي مانده اند. اينکار مدّت و حوصله زيادی مي طلبد. برای اين کار بايد ريشة آن را بدوزند. لباسي که تا آستين پرداخت شده است ، "آراگردی" ناميده شده است. نقشها و پرداختهای آراگردی از ايّام قديم تا به امروز مورد گلدوزی بانوان ترکمن بوده است. بنابه سليقه ، دختران و زنان تركمن در آن آويزه های مختلف درست مي کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:45  توسط    | 

گل و مرغ

مرغان بهشتی در نقاشی گل و مرغ


ازهزاره های پیش از میلاد، استقاده ازنقوش پرندگان و گل ها برروی آثاری چون سفالینه ها و دیوارنگاره ها رایج بوده ودرسیرتحول خود در دوره اسلامی، نقوش ظرافت وكمال یافته تاگل ومرغ به عنوان طرحی اصیل درهنرهاجایگاه خاصی داشته باشد. باتوجه به این سابقه كهن درفرهنگ وهنرهای ملی این سبك وشیوه درتمام رشته های هنرهای سنتی به كارگرفته شد. گل و مرغ در سنت هنری نقش پردازی ایرانی، از شاخه های هنر نگارگری به شمار می رود. مجموعه ای از هنرهایی چون مینیاتور، تذهیب، گرفت و گیر (تشعیر)، گل و مرغ، گل و بوته و ... که شیوه های برآمدن و بالیدن آن به گونه ای بنیادی با هنرهای دیگری چون خوشنویسی و به ویژه کتاب آرایی در پیوند بوده است. در حقیقت این هنرها زمینه های جلوه گری و پویایی نگارگری را در همه شاخه های آن فراهم ساخته اند.

جلوه های پرنده و مرغ در هنر ایرانی پیشینه ای دراز دارد، پیشینه ای که به گونه ای بنیادی از فرهنگ ایرانی مایه گرفته است.

جلوه های پرنده و مرغ در هنر ایرانی پیشینه ای دراز دارد، پیشینه ای که به گونه ای بنیادی از فرهنگ ایرانی مایه گرفته است. سیمرغ برجسته ترین نمونه ی پرنده ی نمادین در فرهنگ و هنر ایرانی است، درهم پیوسته با گیاه و رستنی و زایش آن، این پرنده که در روایات اسلامی "عنقا" نامیده می شود همان "سین مورو"ی پهلوی است.

خوی ایزدی سیمرغ از میان نامه های فارسی در هم پیوسته با فرهنگ ایرانی پیش از اسلام بیش از هر جای دیگر در شاهنامه نمودار شده است. به گواهی شاهنامه سراسر زندگی خاندان رستم با این پرنده اسطوره ای پیوند خورده است و در همه جا سیمرغ به گونه ای شگفت انگیز گره گشایی می کند.

 جایگاه نمادین پرندگان به سیمرغ منحصر نمی شود بلکه در منطق الطیر عطار، به خوبی صفات و شخصیت های متفاوتی را که هر پرنده نمادی از آن است بیان کرده است.

دگردیسی مفهوم نمادین سیمرغ در فرهنگ اسلامی و چگونگی گذر آن از نقش مایه های اساطیری به قلمرو صورت های مثالی در اندیشه های سهروردی (587-549) روشن ترین، فشرده ترین و شیواترین بیان خود را باز می یابد. سهروردی که می کوشید تا انگاره های فرهنگ ایرانی پیش از اسلام را در پرتو مفاهیم فرهنگ اسلامی بازخوانی کند به گونه ای سامان مند و برپایه ی بن انگاره های نگرش اشراقی، در بازخوانی تاویل گرایانه ی داستان های شاهنامه که از دید او نشانه های حکمت ایرانیان باستانی در آن موج می زند، سیمرغ را به جایگاهی بر می کشد که جلوه گاه پروردگار است. نخستین جلوه های پرنده و مرغ در کتاب نگاری به دوره ای بر می گردد که در سنت تاریخ نگاری هنر ایرانی دوره اسلامی مکتب بغداد* نامیده می شود.

جایگاه نمادین پرندگان به سیمرغ منحصر نمی شود بلکه در منطق الطیر عطار، به خوبی صفات و شخصیت های متفاوتی را که هر پرنده نمادی از آن استبیان کرده است.

هم اکنون هنرمندان این رشته هنری در آفرینش های هنری خود تصاویر واقعی از پرندگان را با قوه خیال در هم آمیخته و آثار گهربار می آفرینند که تزیینی بر کلام الله مجید و کتب دیگر است. متاسفانه این شاخه از هنرهای دستی و سنتی هم اکنون جز رشته های کم رونق و مهجور به شمار می آید و لازم است که جوانان خوش ذوق که دستی در هنر دارند برای پاسداشت این شاخه از هنر اصیل ایرانی اهتمام ورزند.

* مکتب بغداد: مکتب بغداد، از آن جهت که نوعی نقاشی بدوی است تا حدودی نشان از فقدان مهارت و قدرت هنری سازندگانش دارد و بیشتر در بردارنده ی قصه ها و روایات مذهبی است. هنرمندان مکتب بغداد، اکثر ایرانی بوده اند و معمولاً نیز به سفارش و دستور روسای قبایل عرب کتب خطی را با ذوق خود تزئین می کردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دور و نزدیک ایران راه یافته بود و تا دوران سلجوقیان که نقاشی ایران ترقی محسوسی کرد، ادامه یافت.

منبع :

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:12  توسط    |